"روزهای زندگی" اتفاق خوب این روزهای سینمای ایران
پرویز شیخ طادی پس از فیلم زیبای "شکارچی شنبه " در "روزهای زندگی " با نگاهی متفاوت از سایر فیلم ها به موضوع دفاع مقدس پرداخته و نشان داده است که جنگ ما هنوز گنج های کشف نشده بسیار دارد.
روزهای زندگی علاوه بر آنکه بخاطر پرداختن به دفاع مقدس فیلمی ارزشی محسوب می شود ، بر خلاف بسیاری از فیلم های ارزشی دیگر که برای ایجاد جذابیت بیشتر، از برخی اصول کوتاه آمده و از گفتگوهای رکیک، لودگی و مانکن های سینما در فیلم های خود بهره می برند ، از همه این تنازل های ارزشی خالی است و حتی حاضر نشده یک تار موی بازیگران زن را برای جلب مخاطب روشنفکر!! بیرون بیندازد و یا با یک شوخی اروتیک که این روزها در سینمای ما و حتی سیمای ما پر است ، غریزه ! مخاطب را جلب کند.

این فیلم ، روزهای یک زندگی عاشقانه را نشان می دهد اما نه در ویلاهای بزرگ یا کافی شاپ های شیک بلکه در میان خون و آتش.
در این فیلم روابط عاشقانه و پاک یک زوج پزشک با زیباترین و سالم ترین بیان وبه دور از هرگونه نگاه جنسی نمایش داده می شود.عشقی که در میدان جهاد و ایثار و در نزدیکی مرگ ، هر لحظه رو به فزونی است.عشقی که این روزها کمتر می توان سراغی از آن گرفت!
بر خلاف بسیاری از فیلم هایی که در این سالها به روی پرده رفته و هر کدام از بعدی فحش و فضیحت نثار جامعه ایرانی کرده اند و برای اثبات روشنفکری خود ، جامعه را هر چه سیاه تر نشان داده اند ، این فیلم اصلا تاریک نیست و امید و روشنی در همه جای آن موج می زند.
بارزترین صحنه امید آفرین نیز ، صحنه آخر فیلم است که پس از روزها فداکاری و زندگی در شرایط سخت ، نور امید از میان درزهای بلوک های سیمانی به داخل پناهگاه تاریک می تابد و لبخند جوان بسیجی، موجی از شادی و امید در میان رزمندگان ایجاد می کند.
از نظر شکلی نیز روزهای زندگی فیلمی خوش ساخت است که هم قصه خوبی دارد و هم بازیگرانش به خوبی از عهده نقش هایشان بر آمده اند.
گفت و گوهای اندکی که درباره علت پذیرش قطعنامه توسط امام راحل (ره) در فیلم وجود دارد می تواند باب برخی مباحث کهنه سیاسی را باز کند و بهتر بود نویسنده اصلا به این موضوع ورود نمی کرد .
هر چند در جایی از فیلم به عدم هضم پذیرش قطعنامه برای بسیاری از رزمندگان اشاره شده بود اما در دیگر سو نشان دادن شادی زیاد برخی از رزمندگان و پخش شیرینی و کمپوت ، پس از پذیرش قطعنامه گمان نمی کنم با واقعیات جنگ مطابق بوده باشد.
کم توجهی به عنصر معنویت و اغراق در نشان دادن عنصر واقعی ترس در میان مجروحان نیز زیاد قابل توجیه نیست.
معنویت و شجاعت جوانان ما بود که جنگ را به پیش برد و افتخارات بزرگی را نصیب ملت کرد اما روزهای زندگی از این جهت غفلت های دارد. شاید تنها صحنه معنوی این فیلم ، نمازی باشد که آقای دکتر می خواند.
دوستی می گفت اگر برخی از جزئیات و لباس های بازیگران تغییر می کرد ، می شد با همین فیلمنامه یک جبهه جنگ با رزمندگان امریکایی را به تصویر کشید.
با همه این حرف و حدیث ها باید قدر این اتفاق را در فضای بیمار سینمای ایران دانست و بجای بزرگ نمایی نقاط ضعف آن به تکرار و تکمیل چنین فیلم هایی کمک کرد.