تبليغاتX
شیدایی

شیدایی

مذهبی سیاسی اجتماعی و...

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 2:55  توسط سید علی   | 

انگار تیر ماه قرار است همیشه غصه تازه ا ی بر دل ما بنشاند.

هنوز داغ سفر حسن بر دلمان بود که یکی دیگر از عزیزانمان را از دست دادیم.

هفته پیش منصور علیخانی را به خاک سپردیم.

دانشجوی بسیجی،ترم دوم رشته کامپیوتر گرایش نرم افزار.

خیلی در مسجد و بسیج و مراسمات بزرگداشت اهل بیت فعال بود.مداحی هم می کرد گهگاه.

روحش شاد

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 2:43  توسط سید علی   | 

میلاد حضرت امیرالمومنین بر عاشقان خجسته باد.برای ظهور فرزند بزرگوارش دعا کافی نیست،اقدامی بکنیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 11:34  توسط سید علی   | 

دو سال است که با آمدن تیر ماه غم و غصه ای سوزان بر دلم می نشیند.

غصه از  دست دادن یک دوست،یک یار ،یک برادر

بامداد چهارم تیر ماه 1386 بود که خبری ناگوار، آوار معلق فکرهای پریشانی را که تمام شب قبلش روی سرم می چرخید را بر دلم فرو ریخت و من که چند روز پیش با یکی از بهترین دوستانم کلی بگو و بخند کرده بودم با بدن بی جان او مواجه شدم.

به باور من رفتن حسن یک اتفاق نبود بلکه یک انتخاب بود.مشخصا وقتی نوروز همان سال از اردوی جنوب برگشتیم تغییر را در رفتارش حس می کردم.اما بعد ها جمله ای که کمی پیش از شهادت ،در دفتر خاطراتش نوشته بود سخت تکانم داد:

...دوست دارم کار خیری کنم. ناسلامتی ما وقف اسلام هستیم.بعضی روز ها آتشی درونم را می سوزاند. دوست دارم با شهادت از این دنیا بروم....

و اینچنین شد که حسن فدایی قران شد.حسن یک بسیجی بود.یک شهید

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 11:2  توسط سید علی   |