تبليغاتX
شیدایی

شیدایی

مذهبی سیاسی اجتماعی و...

 

نه مثل ساره ای و مریم ، نه مثل آسیه و حوا

فقط شبیه خودت هستی ، فقط شبیه خودت زهرا (س)

اگر شبیه کسی باشی ، شبیه نیمه شب قدری

شبیه ایه تطهیری ، شبیه سوره ی اعطینا

شناسنامه ی تو صبح است ، پدر : تبسم و مادر : نور

سلام ما به تو ای باران ، درود ما به تو دریا

بگیر آب و وضویی کن ، ز چشمه سار فدک امشب

نماز عشق بخوان فردا به سمت قبله عاشورا

 

علی رضا قزوه

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 14:50  توسط سید علی   | 

 مصحف فاطمه عليهاالسلام شامل: اخبار و اطلاعاتى در آينده‏ى جهان تا روز قيامت، سرنوشت فرزندان و ذرارى آن حضرت، ستمگرى و انواع جنايات خلفاى جور و پادشاهان بى‏داد و از اين قبيل علوم و اخبار مى‏باشد، اين كتاب كه از نظر حجم سه برابر قرآن است، ولى چيزى درباره‏ى قرآن و يا احكام و حلال و حرام ندارد، بلكه آينده‏ى تاريخ را تا روز رستاخيز ترسيم كرده است، كه اينك چند حديث در اين زمينه نقل مى‏كنيم:
ابوبصير از امام صادق عليه‏السلام در مورد مصحف فاطمه عليهاالسلام سوال نمود،آن حضرت در جواب او فرمودند:
مصحف فيه مثل قرآنكم هذا ثلاث مرات واللَّه ما فيه من قرآنكم حرف واحد. (1)
مصحف فاطمه عليهاالسلام سه برابر اين قرآن موجود است، ولكن در يك حرف نيز مشابهت ندارند.
شبيه اين حديث را از امام كاظم عليه‏السلام داريم كه مى‏فرمايند: مصحف فاطمه در نزد من است، ولى چيزى از احكام قرآن در آن نيست. (2)
و از حماد بن عثمان آمده است كه روزى امام صادق عليه‏السلام فرمودند: در سنه‏ى يكصد و بيست و هشت زنادقه، خروج مى‏كنند و اين جريان را از مصحف فاطمه عليهاالسلام نقل مى‏كنم. حماد پرسيد: مصحف فاطمه عليهاالسلام چيست؟
حضرت فرمودند:
... ليس فيه شى من الحلال و الحرام ولكن فيه علم مايكون؛ (3)
در مصحف فاطمه عليهاالسلام چيزى از حلال و حرام نيست، ولى حوادث و اتفاقات روزگار در آن آمده است.
و در حديث ديگرى همين امام بزرگوار از علوم غيبى و آنچه خداوند در اختيارشان گذاشته خبر مى‏كند و از كتابهاى آسمانى كه مخصوص ائمه است ذكرى به ميان مى‏آورد، آنگاه در مورد مصحف فاطمه چنين مى‏گويند:
و اما مصحف فاطمه عليهاالسلام ففيه ما يكون من حادث و اسماء من يملك الى ان تقوم الساعه. (4)
مصحف فاطمه عليهاالسلام كتابى است كه تمام حوادث و اخبار غيبى و جرياناتى را كه پادشاهان تا روز قيامت انجام مى‏دهند آمده است.
و بالاخره ابوعبيده مى‏گويد: برخى از اصحاب شيعه از امام صادق عليه‏السلام در مورد كتابهاى: جامعه، جفر و مصحف فاطمه پرسيدند، حضرت فرمودند: مصحف فاطمه عليهاالسلام اين است كه ملكى پيوسته در حضور فاطمه عليهاالسلام بود و او را در عزاى پدر تسلى مى‏داد. و از آينده‏ى جهان و سرنوشت فرزندانش خبر مى‏كرد، اين كتاب را مصحف فاطمه گويند. (5)
از مجموع اين احاديث نتيجه مى‏گيريم كه مصحف فاطمه عليهاالسلام كتابى است كه از جانب خدا به وسيله‏ى ملك و پيك وحى به فاطمه عليهاالسلام القاء شده و اميرالمؤمنين عليه‏السلام آن را نوشته و محتوايش در مورد اخبار غيبى و سرنوشت فرزندان فاطمه و اتفاقاتى است كه پادشاهان و امرا در دنيا انجام مى‏دهند و در اين كتاب مسائل احكامى و حرام و حلال نيامده و اين كتاب چنان پرحجم است كه سه برابر قرآن مجيد مى‏باشد.

  1ـ اصول كافى، ج 1، ص 239، ج 1- بصائر، ص 152، ح 3.
2ـ بصائر، ص 154، ح 8: عندى مصحف فاطمه ليس فيه شى من القرآن.
3ـ كافى، ج 1، ص 240، ح 2- بحارالانوار، ج 26، ص 44، ح 77- بصائر، ص 157، ح 18.
4ـ بحارالانوار، ج 26، ص 18، ح 1.
5ـ كافى، ج 1، ص 241، ح 5- بصائر، ص 154، ح 6: و يخبرها عن ابيها و مكانه و يخبرها بما يكون بعدها فى ذريتها و كان على يكتب ذلك فهذا مصحف فاطمه.

 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 14:44  توسط سید علی   | 

 

داغ های همه تاریخ را ما به یکباره دیدیم،چرا که ما امت آخرالزمانیم، و خمینی، این ماه بنی هاشم، میراث دار همه صاحبان عهد بود در شب یلدای تاریخ. در عصر ادبار عقل و فلک زدگی بشر،در زمانه غربت حق، در عصری که دیگر هیچ پیا مبری مبعوث نمی شد و هیچ منذری نمی آمد خمینی میراث دار همه انبیا و اسباط ایشان بود و داغ او بر دل ما ، داغ همه اعصار ، داغی بی تسلی.
دست ما اگر به نخل بلند وجود او نمی رسد، دست خمینی که می رسید. او آمد تا معنای «انتظار» را به این امت بیا موزد، در آینه وجود خود که اسوه مصادیق منتظران بود، و اکنون دیگر دور افلاک را مرادی نیست جز آنکه منتظر مهدی باشد.          
سید مرتضی آوینی

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 22:23  توسط سید علی   | 

خاطراتی از پیام آور حماسه  و عشق در عصر فراموشی معنویت

 

تحقیر مستكبران

حضرت امام(ره) در عزای مرحوم آیت الله حكیم مجلس ختمی برقرار كرد، نماینده رییس جمهور عراق و استاندار كربلا و فرماندار نجف وارد شدند، همه به احترام بلند شدند اما خود امام كه صاحب مجلس بود تكان نخورد.

دفاع از فلسطین

امام، اولین مرجعی بود كه در مقابل اسرائیل موضع سخت گرفت و از فلسطینی ها دفاع كرد و برای كمك به چریك ها توصیه كرد و اجازه دادن زكات را داد.

مبارزه مسلحانه

امام در سنین نوجوانی در تمام ورزش های آن روز رتبه اول بود و فرمود:«من با تفنگ در خمین با قزاق های رضاخان می جنگیدم» او در خمین به پهلوان مشهور بود.

اگر می ترسید بروید

هنگامی كه فرماندار نظامی اعلام كرد از ساعت 4 بعدازظهر هر كس از منزل بیرون بیاید كشته خواهد شد، اما جمعی از یاران خود را می خواهند و می فرمایند: بر همه لازم است كه در ساعات تعیین شده در خیابانها باشند و استقامت نمایند یاران امام احتمال حمله به جایگاه ایشان را می دهند لذا خانه ای در پشت مدرسه علوی در نظر می گیرند و از ایشان می خواهند به آن جا بروند ولی امام می فرماید: من از این اتاق خود بیرون نمی روم، شماها اگر می ترسید بروید.

پایداری

آیت الله شهید سید محمدرضا سعیدی(ره) نقل می كردند: خدمت امام عرض كردم شما را تنها می گذراند. امام فرمودند: اگر جن و انس یك طرف باشند و من یك طرف دیگر، حرف همین است كه می گویم.

والله نترسیدم

در سال 43 امام بعد از آزادیشان كه در مسجد اعظم سخنرانی كردند فرمودند: والله من به عمرم نترسیدم، آن شبی هم كه آنها مرا می بردند آنها می ترسیدند و من آنها را دلداری می دادم.

در پاریس

حضور ایشان در نجف بدون محافظ در نماز جماعت و اجتماعات دیگر با این كه شخصیتی جهانی داشتند و طبعاً دارای دشمنان زیادی هم بودند حاكی از شجاعت ایشان است و هنگامی در فرانسه بودند یك روز صبح یكی از پلیس های فرانسه می بیند كه امام به تنهایی در خیابانهای نوفل لوشاتو قدم می زند، این مساله موجب تعجب او می شود.

بت شكن

امام روز ورودشان به ایران در سخنرانی خود در بهشت زهرا با فریاد رسا فرمود: من دولت تعیین می كنم. من تو دهن این دولت می زنم.

اگر امام در كربلا بود

آیت الله العظمی اراكی (ره) درباره امام خمینی (ره) می فرمود: اگر آقای خمینی در كربلا بود، یاران امام حسین (ع) و شهدای كربلا كه تعدادشان 72 نفر بود 73 نفر می شدند.

امریكا هیچ غلطی نمی تواند بكند

در جریان لانه جاسوسی، اكثر مسئولین مخالف بودند و هر روز مساله تازه ای مطرح می كردند. یكی می گفت: « با آمریكا نمی شود جنگید.» دیگری می گفت: «آمریكا در منطقه نیرو پیاده كرده است.» یكی می گفت: «ناوگان چندم آمریكا آمده است.» ولی حضرت امام تنها می فرمودند: «آمریكا هیچ غلطی نمی تواند بكند.»

از خون من برای اسلام استفاده كنید

در یكی از موارد كه گمان نزدیك به یقین برای همه پیدا شد كه می خواهند امام را بكشند، آقایان تصمیم گرفتند از ایشان بخواهند از شدت مبارزه بكاهند. قبول نفرمودند، گفتند: آقا شما را می كشند. فرمود بگذارید مرا بكشند، آن وقت شما از خون من برای اسلام استفاده كنید. همچنان كه ایشان معتقد بود خون بر شمشیر پیروز است.

ترس شاه

در زمان آقای بروجردی، قبل از سال 1328، دو مرتبه با شاه (محمد رضا شاه) ملاقات كرده بود و در واقع پیام آقای بروجردی به شاه منعكس كرده بودند امام می فرمودند شاه از دیدن من یكه خورد و او در حین صحبت برگفته هایش مسلط نبود و این از الطاف خداوند است.

توجه به اسلام

یكی از اعضای دفتر امام می گوید : به امام امت (ره) عرض كردم: اگر از ما ناراحت هستید بفرمایید. امام فرمود: هر وفت تشخیص بدهم در این خانه وجود شما به ضرر اسلامی است عذر شما را می خواهم.

بی تفاوتی هرگز

یادم هست، یك دفعه به محضر حضرت امام شرفیاب شدم و ایشان در مورد جریانی راجع به مجلس پیغامی دادند و مطالبی فرمودند تا من به عرض نمایندگان برسانم، من این ماموریت را انجام دادم.

یكی از مطالب حضرت امام این بود كه فرمودند: « من در كارهای مجلس دخالت نمی كنم، ولی اگر یك روزی ببینم مجلس می خواهد برخلاف اسلام حركت كند، من طلبه جلوی آنها می ایستم. تصور نكنند كه مجلس است. من ملاحظه قانون را می كنم و قانون هم باید كار خودش را انجام دهد. ولی اگر یك روز دیدم قانون خلاف اسلام من بی تفاوتی می مانم.»

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 11:7  توسط سید علی   | 

 

سلام بر تو ای ! سلام بر تو ای همسر ولی خدا! سلام بر تو ای مادر حسن و حسین که سرور جوانان بهشتی اند!

درود بر تو ای بانوی شهیده ی صدیقه! درود بر تو ای  حوریه ی انسیه! درود بر تو ای ستم دیده! درود بر تو، و گل باران باد پیکر پاکت!

... زهرا گفتن، خود مناجات است، عشق ورزیدن به تو، خودعالمی است! اندیشیدن به تو، خود مائده ای آسمانی برای روح و جان است!

همه ی بزرگان و اندیشمندان از مدح و ثنای تو بازمانده اند... پس من چگونه می توانم در وصف توای فاطمه اطهر، قلم بفرسایم...؟

این چند سطر،تنها بخشی از عشق و اخلاص ناچیز من، به آستان پاک  تو می باشد ! هر که باشم، هر آن چه داشته یا نداشته باشم، دست کم این حق را از آن خود می دانم که درد دلی کوتاه با مادرم داشته باشم...

در کوچه پس کوچه های مدینه و مکه، به دنبال رد پای ظریف و لطیف و زجر دیده ات می گشتم، در حالی که رایحه ی مسحورکننده عطر حرم مطهر پدر بزرگوارت، حضرت محمد مصطفی صلوات الله علیه وآله ، و نیز عطرغربت کشیده ی  پراکنده در فضای اطراف آرامگاه ویران شده ی پسرت حسن مجتبی علیه السلام و نیز عطر نخل های سرسبز و آراسته ای که در کنار حرم مطهر اولین مظلوم عالم، همسر گرانقدرت، علی مرتضی  (ع) و سرانجام عطر آن رایحه ی قدسی و سماوی قبله گاه عالم، آن کعبه دلنشینی که ذرات عشق و عطوفت و رحمت و آمرزش و مغفرت را به هر سو ساطع می کند، عطر خانه خدا به مشامم می رسید ... و من با خود زمزمه میکردم: مادرم! کجایی...؟ مادرم از کدامین سو، عطرجامه ی سیاهت به مشام جانم خواهد رسید  تا روح دردمندم را تسکین دهد ؟ آه که در هیج کجای آن وادی مقدس، نشانی از تو،به جای نگذاشته اند.  اما همه جا، نشان از سرسپردگی تو به پدر و شوی و فرزندانت دارد! همه جا نشان از حضور لطیف و مهربان تو در خود دارد! چه در بارگاه مطهر و مقدس پدر بزرگوارت، محمد مصطفی(صلوات الله علیه وآله) و چه درکنار محراب مهر و موم شده و نیمه ویرانت در مدینه، ای مادرغریبم.

در آن روز واپسین، اخلاص و بندگی خود را به نسیم داغ مدینه سپردم، تا پیام ناچیزم را به دست تو برساند: آمدم به سویت! نیافتمت. رفتم، همچنان که ندیده بودمت ... فقط احساست کردم ...

هنگامی که قبله گاه عالم، کعبه ی مکرمه را با دیده ی گریان نگریستم، و چشمی مشتاق بر آن دوختم، به عشق و مهربانی پروردگار عالم پی بردم و دانستم که بنده ی خوار و کوچک چه ذات جلیل و مقدس و عظیم الشانی هستم! چه قدر ناچیزم ... آن گاه، نام مبارک  رسول خدا را بر زبان راندم و دقایقی بعد در کناررکن یمانی، زادگاه امیر مومنان قرار گرفتم. آری به یاد تو نیز بودم، ای مادرم! زیرا چیزی در برابر دیدگانم قرار گرفت؛ آن پارچه مقدس و سیاه، آن پارچه ای که کعبه را با وقاری تمام و کمال  در بر گرفته است. مرا به یاد جامه ی باشکوهت  انداخت. آری، رایحه مقدس و سرمست کننده ای که در فضای مسجدالحرام در پرواز است، رایحه کعبه معظمه، عطر هرگز استشمام نکرده چادرت را به یادم انداخت...

آه، مادرم! اینک یافتمت!

با در آغوش کشیدن پارچه سیاه کعبه، گوئیا دست به دامان تو می زدم.

 مادرم! شفاعت مرا بر عهده گیر!

 مادرم! نکند سیاهی پارچه کعبه، به معنای اندوه و سوگ عمیق و پایان ناپذیری است که پروردگار عالم، هماره برای شهادت  تو به نمایش گذاشته است...؟

 همه فرشتگان در ماتم پر کشیدن تو به آسمان ، با دلی شکسته و تنی رنجور و قلبی آزرده به دور کعبه طواف می کنند؟ آرزو داشتم، اما کجاست آن سعادت! آرزو داشتم در رکاب پدرت، محمد مصطفی صلوات الله علیه  وآله و همسرت علی علیه السلام و پسرانت حسن و حسین علیهما السلام بجنگم! برای حسین عزیزم، در کربلا جان ناچیزم را تقدیم کنم!

 مادرم! به فرزند بزرگوارت حجت بن الحسن - ارواحنا فداه- سفارش مرا نیز بفرما ... باشد تا به عنوان کم ترین سربازش ، افتخار حضور و جان فشانی  در میدان رزم را برای او داشته باشم .

السلام علیک یا سیده نساء العاملین، من الاولین والاخرین

السلام علیک یا زوجه ولی الله و خیرالخلق بعد رسول الله!

 

 

سید فرید  محمدی

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 19:44  توسط سید علی   |