تبليغاتX
شیدایی

شیدایی

مذهبی سیاسی اجتماعی و...

 

۲۷ آذر ماه روز وحدت حوزه و دانشگاه گرامی باد.

روز وحدت حوزه و دانشگاه از یادگارهای ارزشمند امام بزرگوار ماست. این مسئله هم مثل همه تدابیر و تصمیم‌های مهمی که در راه جریان صحیح و اسلامی جامعه ما، آن حکیم عالی مقام و آن انسان والا و بصیر مطرح کردند، یکی از برکات وجودی ایشان بوده و هست و ان‌شاءالله خواهد بود.

از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با طلاب و دانشجویان 28/9/69

مرحوم شهید مفتح، علاوه بر این‌که یک روحانی برجسته و فداکار و روشنفکر و آشنای به نیاز زمان بود، خصوصیتی داشت که در تعداد معدودی از فضلای آن زمان این خصوصیت وجود داشت؛ و آن قدرت ارتباط‌گیری با نسل جوان و دانشجویان و کسانی که مایل بودند پیام دین را با زبان روز از یک روحانی و یک عالم به دین بشنوند ... تصادفی هم نیست که روز اتحاد دانشجو و روحانی، یا حوزه و دانشگاه روز شهادت ایشان قرار داده شده است، چون انصافا حلقه وصلی بود متناسب با چنین خصوصیتی. خدای متعال پاداش این شهید عزیز را داد و آن شهادت بود. شهادت پاداش بزرگ و اجر عظیمی است و خدای متعال بندگان صالح خود – از جمله این بنده صالح – را از این اجر محروم نکرد؛ امیدواریم درجاتش روزبه‌روز عالی باشد.

خطبه نماز جمعه 26/9/78

وحدت حوزه و دانشگاه یعنی وحدت در هدف، و هدف این است که همه به سمت ایجاد یک جامعه اسلامی پیشرفته مستقل، جامعه امام، جامعه پیشاهنگ، جامعه الگو حرکت نمایند.

از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جمع کثیری از طلاب حوزه‌های علمیه و دانشجویان دانشگاه را به مناسبت روز وحدت حوزه و دانشگاه 28/9/69

طلّاب جوان و عزیز و زحمتکش و قانع و مومن در حوزه‌های علمیه و نیز دانشجویان عزیز، این جوانان، این فرزندان و این جگرگوشه‌های ملت، این بهترین و پاکترین عناصر جامعه ما در دانشگاهها؛ باید در خط اسلام و در جهت عظمت کشور و بلند کردن پرچم اسلام و بیدار کردن ملتهای عالم و روح بخشیدن به این دنیای مرده بوسیله دستهای استکباری، درس بخوانند و کار و تلاش کنند تا مطمئن شوند که فردای ایران اسلامی، به مراتب از امروز بهتر خواهد بود. این هدف شماست. این هدف وحدت حوزه و دانشگاه است.

از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با دانشجویان و طلاب 28/9/69

 

وحدت حوزه و دانشگاه، یعنی حرکت پابه‌پای علم و دین

29/9/68

طلّاب و دانشجویان قدر یکدیگر را بدانند، با یکدیگر آشنا و مرتبط باشند، احساس بیگانگی نکنند، احساس خویشاوندی و برادری را حفظ کنند و روحانیون در دانشگاهها عملاً – قبل از قولاً – کوشش کنند که نمونه‌های کامل عالم دین و طلبه علوم دینی را به طلّاب و دانشجویان ارایه بدهند و نشان بدهند که هر دو نسبت به یکدیگر؛ با حساسیت مثبت و با علاقه همکاری می‌کنند، این همکاری و وحدت حوزه و دانشگاه است.

از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جمع کثیری از دانشگاهیان و طلّاب 29/9/68

 

 

ما دو نهاد اصیل دانشجویی داریم. یکی متوجه به کسب علوم مربوط به فهم و تبلیغ دین و نوآوری در مباحث دینی و نوآوری در فهم مسایل روز و حادث شونده در زندگی است که این حوزه است و کارش عبارت است از تحقیق در مسایل دینی و فراگرفتن احکام الهی در همه شؤون زندگی، آن هم نه فقط در آنچه که مربوط به کُنج محراب یا خانه است بلکه در قلمرو وسیع زندگی بشر، این گروه این را باید یاد بگیرند، احکام جدیدش را تحقیق کنند، ناخالصی‌ها و ناسره‌ها را از آن بزدایند و آن را با زبان مناسب در هر جامعه‌ای و هر زمانی و هر مخاطبی به رساترین شکل ممکن به مخاطبین برساند. این وظیفه آن نهاد حوزه‌ای است و اسمش حوزه علمیه است. یک نهاد دانشجویی دیگر داریم که این نهاد ناظر است به اداره امور زندگی مردم منهای مسایل مربوط به دین، مردم معاش دارند، کسب دارند، راه دارند، ساختمان دارند، جسم دارند، شناسایی‌های گوناگون لازم است. تحقیق در امور زندگی مردم لازم است علوم مختلف و انواع و اقسام دانشها، برای بهتر کردن و راه انداختن زندگی مردم، وجود دارد. این نهاد هم مشغول فراگیری این دانشهاست که اینها را فرا بگیرد... و آنها را برای پیاده شدن در جامعه آماده کند. تحقیقات نو، دنیایی را جذب کند و خودش به نوبه خود، تازه‌هایی در این دانشها بیافریند و به بشریت عرضه کند. این هم یک نهاد دانشجویی دیگر. حالا اگر هر دوی این نهادهای دانشجویی خوب کار کنند و با هم رابطه متقابل دوستانه و از خود دانستن یکدیگر داشته باشند معنایش این خواهد شد که این جامعه، هم دینش، هم دنیایش آباد خواهد شد. آنها جهتگیری زندگی او را تصحیح میکنند و اینها حرکات زندگی او را تسهیل می‌کنند. آنها فکر و ذهن و روح او را آنچنان که از زشتی‌ها و نادرستی‌ها می‌آلایند که بفهمد به کجا باید حرکت کند و اینها وسیله این حرکت را به دست او می‌دهند تا حرکت کند.

از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با دانشجویان (روز وحدت حوزه و دانشگاه) 24/9/72

در نظام اسلامی، علم و دین پابه‌پا حرکت کنند. هدف حوزه دانشگاه یعنی این. ... دو شعبه از یک مؤسسه علم و دین. مؤسسه علم و دین یک مؤسسه است و علم و دین با همند. این مؤسسه دو شعبه دارد، یک شعبه حوزه‌های علمیه و شعبه دیگر دانشگاه‌ها. باید این دو با هم مرتبط و خوشبین باشند، با هم کار کنند از همدیگر جدا نشوند و از یکدیگر استفاده کنند.

از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با طلاب و دانشجویان 29/9/68


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 19:0  توسط سید علی   | 

 

روایت سعید قاسمی از احمد متوسلیان

هفته گذشته يادواره حاج احمد متوسليان فرمانده اسبق لشكر 27 محمد رسول‌الله(ص) در دانشگاه ما (امام صادق (ع) )با حضور پدر و برخي از همرزمان اين سردار جاويدالاثر سپاه اسلام از جمله حاج عباس برقی برگزار شد.

در اين يادواره سردار سعيد قاسمي درباره ويژگي‌هاي حاج احمد متوسليان گفت: كارهايي كه حاج احمد انجام مي‌داد در نوع خود نمونه و بي‌نظير بود و نمي‌دانم اين نبوغ رااز كجا آورده بود، وقتي تفسير قرآن مي‌كرد انگار چندين سال در حوزه درس خوانده و وقتي از تاكتيك نظامي حرف مي‌زد، انگار كه چندين سال در دانشگاه‌هاي نظامي تدريس كرده بود.

وي با اشاره به عمليات‌هاي انجام گرفته در دوران دفاع مقدس توسط حاج احمد متوسليان ابراز داشت: عمليات فتح المبين يعني فقط و فقط احمد متوسليان و دوستانش. در عمليات بيت‌المقدس نيز براي فتح خرمشهر باز هم فقط وفقط احمد متوسليان و نيروهاي او توانستند براي اولين بار روي جاده اهواز خرمشهر بايستد تا بقيه نيروها اضافه شدند.

سردار قاسمي با اشاره به چگونگي عزيمت حاج احمد به لبنان توضيح داد: در زماني كه ما در منطقه بصره درگير بوديم، داستان لبنان پيش آمد كه همه كارشناسان عقيده دارند كه اين چيزي جز بي‌ارزش كردن عمليات بيت‌المقدس نبود.

وي خاطرنشان كرد: ما در قضيه لبنان خودسرانه كاري انجام نداديم. بعد از شناساني منطقه توسط حاج احمد وارد عمل شديم، ولي حاج‌احمد براي سفارتخانه‌اي مي‌خواست بجنگد كه تا آن زمان هيچ حمايتي از او نكرده بود و حتي حاضر نبود عكسي از رزمندگان اسلام بر سفارت بچساند و به علت كارشكني‌ها وعدم حمايت‌ها كار پيش نرفت و حاج‌احمد و دوستانش به اسارت رفتند و چون امام (ره) فرمودند كه برگرديد چون راه قدس از كربلا مي‌گذرد، ما نيز برگشتيم از جبهه‌اي ديگر كار را ادامه داديم. 
 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 15:31  توسط سید علی   | 

برای ری دادن به دکتر احمدی نژاد در نظر سنجی مجله تایم به این آدرس مراجعه کنید.

http://www.time.com/time/personoftheyear/2006/walkup/

Who Should Be Person of the Year?

TIME's Person of the Year is the person or persons who most affected the news and our lives, for good or for ill, and embodied what was important about the year. Who do you think fits the bill this year?
George W. Bush Condoleezza Rice
Kim Jong Il Al Gore
Mahmoud Ahmadinejad Hugo Chavez
Nancy Pelosi The YouTube Guy

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 19:9  توسط سید علی   | 

 

نکاتی از زندگانی حضرت امام رضا (علیه السلام)

هشتمين امام شيعيان حضرت علي‌بن‌موسي‌الرضا ـ عليهماالسلام ـ در كنار مقام امامت و ولايت الهي، از ولايتعهدي و ظاهري نيز بي‌بهره نبود. از همين رو، دقت در زندگاني عملي آن حضرت، درس‌هاي آموزنده و راهگشايي براي مردم و مسئولان با خود دارد.
دوري از ملازمات مقام و منصب حكومتي، رهايي از غرور و تكبر علمي، آزادگي در برخورد با مخالفان و مصلحت‌انديشي حكيمانه براي نجات شيعيان، از بارزترين ويژگي‌هاي زندگي آن امام است.

ياسر، خادم آن حضرت مي‌گويد: حضرت رضا هميشه با خدمه و كارگرهاي خود غذا مي‌خورد و دوست داشت با آنان بنشيند و صحبت و درددل كند. برخي ناآگاهان به‌اين كار حضرت ايراد مي‌گرفتند و حضرت مي‌فرمود: «انّ الرب تبارك وتعالي واحد والاب واحد والام واحده والجزاء بالاعمال»: پروردگار، پدر و مادر، يكي است و فضيلت فقط و فقط به كردار است.

روايت ياران و نزديكان هر روزه هشتمين امام شيعيان، پندهاي گرانبهايي از شيوه و روش زندگي آن حضرت مي‌آموزد.
از ابراهيم‌بن عباس صولی نقل شده است که گفت: هيچ کس را فاضل‌تر از ابوالحسن رضا، نه ديده و نه شنيده‌ام. ‌از او چيزهايی ديده‌ام که از هيچ کس نديدم. هرگز نديدم با سخن گفتن به کسی جفا کند. نديدم کلام کسی را قطع کند تا خود آن شخص از گفتن فارغ شود. هيچ گاه حاجتی را که می‌توانست برآورده سازد، رد نمی‌کرد. هرگز پاهايش را پيش روی کسی که نشسته بود، دراز نمی‌کرد. نديدم به يکی از دوستان يا خادمانش دشنام دهد. هرگز نديدم آب دهان به بيرون افکند و يا در خنده‌اش قهقهه بزند، بلکه خنده او تبسم بود. چنان بود که اگر تنها بود و غذا برايش می‌آوردند، غلامان و خدمتگزاران و حتی دربان و نگهبان را بر سر سفره خويش می‌نشانيد و با آنان غذا می‌خورد. شبها کم می‌خوابيد و بسيار روزه می‌گرفت. سه روز، روزه در هر ماه را از دست نمی‌داد و می‌فرمود: اين سه روز، برابر با روزه يک عمر است. بسيار صدقه پنهانی می‌داد و بيشتر در شب‌های تاريک به‌ اين کار دست می‌زد. اگر کسی ادعا کرد که فردی مانند رضا (ع) را در فضل ديده است، او را تصديق مکنيد. طبرسی از محمدبن ابو عباد نقل کرده است که مي‌گفت: امام رضا (ع) در تابستان بر حصير و در زمستان بر پلاس مي‌نشست. جامه خشن می‌پوشيد و چون در ميان مردم می‌آمد، آن را زينت می‌داد. صدوق در عيون اخبار الرضا (ع) گويد: آن حضرت کم خوراک بود و غذای سبک مي‌خورد.



در روايات متعددي از معصومين فلسفه اصلي حكومت و در اختيار داشتن قدرت و مكنت دنيوي، اصلاح امور مسلمين و اهتمام در خدمت‌رساني به آنها عنوان شده است مانند اين‌كه «من اصبح و لم يهتم بأمور المسلمين، فليس مسلم».

على‌بن شعيب، مي‌گويد: روزى به ديدار امام رضا ـ عليه‌السلام ـ رفتم، از من پرسيد: يا على! چه كسى از نظر زندگى بهترين مردم است؟ پاسخ دادم: اى سرور و آقاى من! شما به ‌اين مطلب از من داناتريد. پس از آن فرمود: «يا على، من حَسن مَعاشَ غَيْرهِ فى مَعاشِهِ.»: كسى كه امور زندگى ديگران را از طريق امورِ زندگى خويش نيكو مى‌گرداند و سپس ادامه داد: مى‌دانى چه كسى از نظر زندگى از همه مردم بدتر است؟ پاسخ دادم: شما داناتريد. فرمود: كسى كه ديگران از زندگى او بهره‌اى ندارند.
و اين ديدگاه ظريف و خداپسندانه‌ امام رضا (ع) بود كه روز به روز اقبال موافق و مخالف را براي دوستي و محبتش در پي داشت تا جايي كه رشك مأمون را برانگيخت و موجب به شهادت رساندن هشتمين امام شيعيان شد.

در پايان بايد دست به دامن حديثي از امام رضا (ع) شد كه ملاك عقل و عقلانيت را در خدمتگزاري و رفع محروميت از محرومان دانسته است: عقل شخص مسلمان تمام نيست، مگر اين كه ده ويژگي را دارا باشد:
1ـ از او اميد خير باشد.
2ـ از بدى او در امان باشند.
3ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد.
4ـ خير بسيار خود را اندك شمارد.
5ـ هر چه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود.
6ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.
7ـ فقر در راه خدايش از توانگرى برايش محبوب‌تر باشد.
8ـ خوارى در راه خدايش، از عزّت با دشمنش محبوب‌تر باشد.
9ـ گمنامى را از پرنامى خواهان‌تر باشد.
10ـ و سپس فرمود: دهمى چيست و چيست دهمى؟ به او گفته شد: چيست؟ فرمود: احدى را ننگرد، جز اين كه بگويد او از من بهتر و پرهيزكارتر است.


+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 18:34  توسط سید علی   | 

میلاد سراسر نور سلطان سریر ارتضاء

حضرت علی بن موسی الرضا

بر عاشقان مبارک باد

قربون کبوترای حرمت

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 8:30  توسط سید علی   | 

بسم الله الرحمن الرحيم


همه ما خدا را دوست داريم و به آن احترام مي‌گذاريم. او ما را آفريده است و به ما نعمت‌هاي فراواني داده است. اولين چيزي که از خدا مي‌خواهم اين است که ايران را پيروز و سربلند نگهدارد. دومين چيز سايه‌ي پدر و مادر را در بالاسر ما نگهدارد و سومين چيز اين است که تمام بچه‌‌هاي ايران را و مخصوص جوانان ايران را در آينده موفق باشند. و از خداي بخشنده مهربان مي‌خواهم درس خودم و دوستانم را در کلاس چهارم خوب کند و به ما کمک کند.

                                                         

                              ***

                                                        نامه ای به خدا


نامه‌اي به خدا نوشته ليلا کوليوند13ساله فرزند علي‌اکبر از روستاي قصبستان


سلام اي خدا بزرگ تو مي‌داني که من تا بحال چه کرده‌ام و تا بحال چه کشيده‌ام. اي خدا فقط تو تنها کسي هستي که من رازهايم را پيش تو گفته‌ام چون تو تنها رازنگهدار اين کره خاکي و آب‌ها هستي. اي خداي قادر و توانا تو حتماً در کارت حکمتي وجود داشت که من را در يک شهرک بدون هيچ دوست و رفيقي در مدرسه گذاشتي و در مدت يک‌سال اخير هيچ دوست صميمي را پيدا نکردم اما حکمتش را نفهميدم شايد حکمت همان هدفت باشد که من قدر يک دوست خوب که در دوره ابتدايي که پنج سال با او دوست بودم را بفهمم. اي خداي بخشنده من منظورم اين که اول نامه‌ام نوشته‌ام که تا بحال چه کشيده‌ام منظورم اين است که تا بحال چه نقاشي‌هايي درمورد نماز و نقاشي‌هاي ديگر کشيده‌ام. منظورم از سختي نيست چرا ادامه دهدم چون خودت بر همه چيز آگاه هستي. اي خداي توانا هر کسي ممکن است در خانواده‌اش سختي‌هايي کشيده باشد و مشکلات زيادي در خانواده‌اش باشد البته مثلاً هتّا[حتي] آن‌هايي که مقام بالا داشته باشند در خانواده‌هايشان ممکن است مشکل داشته باشد. اي خداي دانا درحالي که دارم اين نامه را مي‌نويسم به فکر آن جهانم افتادم که بايد چه سختي‌هایی بکشم. ای خدای بی‌نیاز و بی‌شریک و بی‌همتا می‌دانی که من وقتی دستم را به درگاه تو دراز می‌کنم دست‌هایم خالی برنمی‌گردد و وقتی دستم را از درگاهت می‌ظآورم پایین دستم سنگینی می‌کند و می‌دانم جواب خواسته‌ام را داده‌ای. نمی‌توانم بگویم خداحافظ زیرا خودت خدا هستی و از لحاظ دیگر اینکه نمی‌خواهم خداحافظی کنم چون اگر بخواهم بنویسم تمام دفترهای دنیا را پر می‌کند. پس خدا یار و نگهدارم باشد و سلام نامه‌ی به خدا تمام.


 به نقل از وبلاگ نسیم هجرت
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1385ساعت 20:45  توسط سید علی   |