ای خدای محمد! به تنهایی و غربت و بی یاوری ما رحم آر و به حق نبیت
در ظهور ولیت و منتقم آل محمد (صلوات الله علیهم اجمعین)
تعجیل فرما.

مذهبی سیاسی اجتماعی و...
ای خدای محمد! به تنهایی و غربت و بی یاوری ما رحم آر و به حق نبیت
در ظهور ولیت و منتقم آل محمد (صلوات الله علیهم اجمعین)
تعجیل فرما.


گزیده ای از سخنان مقام معظم ولایت
در جمع مردم گرمسار
جوانان

اكثر مردم جامعهى ما جوانند؛ آن هم جوانانى كه غالباً در دام گرفتاريها و فسادهايى كه جوانهاى دنيا در آن گرفتارند، گرفتار نشدهاند. بنده قبول نمىكنم حرف افراد بدبينى را كه نسل جوان ما را به انواع اتهامات متهم مىكنند و اينها را واقعبينانه نمىدانم، بدبينانه مىدانم. جوان جامعهى امروز ايران با جوان دوران قبل از پيروزى انقلاب و با جوانان امروز در سطح كشورهاى منطقه و بسيارى از كشورهاى دنيا - كه ما خبر داريم - از زمين تا آسمان تفاوت دارد. در دل و زندگى جوان ما باورهاى دينى هست؛ بىمبالاتى و بىاعتنايى به ارزشها در جوانان ما بسيار كم است.
جوانهاى ما دل در گروِ حقيقت دارند؛ دلهايشان نرم و نورانى است. هيچ وقت در اين كشور در طول سالهاى گذشته، از دوران جوانى و نوجوانى ما، به ياد نداريم كه در ماه رمضان، در مساجد كشور يا در مسجد گوهرشاد مشهد، مردم بيايند اعتكاف بكنند. در ايامالبيض سه روزِ متعارف ماه رجب يا ماه شعبان، ما تعداد معدودى در قم ديده بوديم كه اعتكاف مىكردند؛ آن هم غالباً طلبهها. در غير آن معمول نبود. امروز در ايام اعتكاف، دانشگاهها و مساجد و سرتاسر كشور و مساجد جامع، مملو از معتكفين است؛ علاوهى بر آن، در دههى آخر ماه رمضان، جمعيت عظيمى مشغول اعتكاف بودند. چه كسانى؟ پيرمردها؟ پيرزنها؟ نه، همين جوانها، جوانترينها. اين ديگر در دنيا نظير ندارد. اين نسل جوان امروز ماست. امروز گرايش به دين و ارزشهاى انقلابى، وجه غالب جامعه است.
دولت اسلامی

خوشبختانه يك دولت مردمى و پايبند به ارزشهاى دينى هم سرِ كار است. خود رئيس جمهور با شيوه و منش مردمى، با سادهزيستى، با دلبستگى كامل به ارزشهاى اسلامى، با شجاعت و اعتمادبهنفس، در ميدان كار و تلاش است؛ اجزاى دولت و خود رئيس جمهور، كمربستهى خدمت به مردم مشغول كار هستند. ابتكار عمل را - هم در مسائل كشور و هم در مسائل بينالمللى - در دست دارند. امروز در عرصهى بينالمللى ديگر اينطور نيست كه مسئولان كشور ما مجبور باشند دنبال حرف سياستمداران و سياستسازان بينالمللى بدوند؛ نه، ابتكار عمل در دست مسئولان ماست. اعتمادبهنفس و ايمان و اتكاء به خدا در مسئولان كشور، يك چنين اثرى دارد و امروز بحمداللَّه اينطور است. رئيس جمهور، اهل كار، اهل ابتكار، اهل خدمت، اهل عمل، وارد ميدان و خسته نشو است؛ اين، افقها را روشن مىكند. امروز نظام سياسى ما اينطورى است؛ نظام باثبات، مردم مؤمن، جوانان علاقهمند، پُرتحرك و پُرشور، و مسئولان دلسوز و علاقهمند، شجاع و داراى ابتكار عمل.
درامروز بحمداللَّه قشرهاى عمومى مردم - بخصوص مردم مستضعف - اميدوارند. اين اميدوارى نه به خاطر اين است كه مشكلات برطرف شده است؛ ممكن است برطرف كردن مشكلات، سالها طول بكشد. گاهى انجام كارهاى بزرگ احتياج دارد به گذشت يك دوره، دو دورهى عمر دولتها تا به نتيجه برسد؛ ليكن در عين حال مردم اميدوار و خوشحالند؛ چرا؟ چون احساس مىكنند دارد كار مىشود؛ در جهت رفع تبعيض و كمك به محرومان پيشرفت است؛ همين، دل مردم را خوشحال مىكند. بنده هم تأكيدم هميشه - در طول اين سالهاى گذشته - به دولتها و مسئولان مختلف اين بوده كه كارى كنيد چيزى از خود نشان بدهيد كه مردم بفهمند و قبول كنند كه شما داريد كار مىكنيد و داريد به سمت اهداف حركت مىكنيد. مردم ما، مردم بزرگوارىاند.
درد دلهای یک مصلح با فرزندانش
حرف اصلى ما امروز اين است كه نه با توقف در گذشته و سركوب نوآورى مىتوان به جايى رسيد، نه با رهاسازى و شالودهشكنى و هرج و مرجِ اقتصادى و عقيدتى و فرهنگى مىتوان به جايى رسيد؛ هر دو غلط است. آزادى فكر؛ همان نهضت آزادفكرى كه ما دو، سه سال قبل مطرح كرديم و البته دانشجوها هم استقبال كردند؛ اما عملاً آن كارى را كه من گفته بودم، انجام نشده است؛ نه در حوزه، نه در دانشگاه. من گفتم كرسيهاى آزادانديشى بگذاريد.

مسئلهى آزادانديشىاى كه ما گفتيم، ناظر به اين است. بايد راه آزاد انديشى و نوآورى و تحول را باز گذاشت، منتها آن را مديريت كرد تا به ساختارشكنى و شالودهشكنى و بر هم زدن پايههاى هويت ملى نينجامد. اين كار، مديريت صحيح لازم دارد. چه كسى بايد مديريت كند؟ نگاهها فوراً مىرود به سمت دولت و وزارت علوم و...؛ نه، مديريتش با نخبگان است؛ با خود شماست؛ با اساتيد فعال، دانشجوى فعال و مجموعههاى فعال دانشجويى. حواستان جمع باشد! دنبال حرف نو و پيدا كردن حرف نو حركت كنيد؛ اما مراقب باشيد كه اين حرف نو در كدام جهت دارد حركت مىكند؛ در جهت تخريب يا در جهت ترميم و تكميل؛ اينها با هم تفاوت دارد. اين وظيفهاى است به عهدهى خود شماها. امثال بنده كه مسئول هستيم؛ البته مسئوليتهايى داريم و شكى نيست در اين زمينهها؛ اما كار، كارِ خود شماهاست. گمان نكنيد كه نهضت آزادانديشى و حركت تحول و شجاعت در كارهاى گوناگون را، به جاى شما كه دانشجو هستيد يا محقق هستيد يا استاد هستيد، ممكن است مسئولان دولتى يا بنده بياييم انجام بدهيم؛ وظيفهى نخبگان فكرى و فرهنگى جامعه و حوزه و دانشگاه، مديريت اين تحول است. نه بايد تحولات را سركوب كرد، نه بايد تسليم هر تحولى شد. خوب، اين تحول براى چيست؟ براى پيشرفت. پيشرفت چيست؟ بايد آن را معنا كنيم.
اولاً اين سؤال را بايد از خودمان بكنيم: پيشرفت چيست؟ اگر سؤال نكنيم كه پيشرفت چيست، پيداست به فكر پيشرفت نيستيم. بنابراين، بايد اول اين سؤال را از خودمان بكنيم و به دنبال پاسخش حركت بكنيم تا آن را پيدا بكنيم.
براى اينكه ما بتوانيم نسخهى درست پيشرفت را پيدا كنيم، چه لازم داريم؟ بحث نظرى. اين، يكى از آن كارهايى است كه شماها بايد بكنيد. پيشرفتِ يك كشور چيست؟ البته مقصودم اين نيست كه در بحثهاى ذهنى و باز بيفتيم و همينطور خودمان را معطل مباحث ذهنى بكنيم؛ مباحث تئوريكِ بدون توجه به خارج و واقعيات؛ نه، اينها را نمىخواهم، اين غلط است. مثل اينكه در باب تهاجم فرهنگى ما يك روزى گفتيم دارد تهاجم فرهنگى انجام مىگيرد. اين صحبتِ دوازده، سيزده سال قبل است. اگر از من مىخواستند كه تهاجم فرهنگى را نشان بدهم، من كه با چشم خودم كأنّه دارم تهاجم فرهنگى را مىبينم، مىتوانستم موارد را نشان بدهم. در چندين سخنرانى نشان هم دادم؛ اما بعضيها شروع كردند به انكار تهاجم فرهنگى! و گفتند: نه آقا، چنين چيزى وجود ندارد!
(دشمن )هميشه لشگرى هم از امكانات فرهنگى و رسانهاى و روزنامههاى فراوان و مسائل گوناگون تبليغات در مشت اينها بوده است، كه اينها امروز يواش يواش دارد پخش مىشود و من سه، چهار ماه قبل از اين، من مقالهای را ديده بودم و گزارشى از تشكيلِ «ناتوى فرهنگى» را خواندم. يعنى در مقابل پيمان ناتو كه امريكاييها در اروپا به عنوان مقابلهى با شوروى سابق يك مجموعهى مقتدر نظامى به وجود آوردند؛ اما براى سركوب هر صداى معارض با خودشان در منطقه خاور ميانه و آسيا و غيره از آن استفاده مىكردند، حالا يك ناتوى فرهنگى هم به وجود آوردهاند. اين، بسيار چيز خطرناكى است. البته حالا هم نيست؛ سالهاست كه اين اتفاق افتاده است. مجموعهى زنجيرهى به هم پيوستهى رسانههاى گوناگون - كه حالا اينترنت هم داخلش شده است و ماهوارهها و تلويزيونها و راديوها - در جهت مشخصى حركت مىكنند تا سررشتهى تحولات جوامع را به عهده بگيرند؛ حالا كه ديگر خيلى هم آسان و رو راست شده است.
همان شبكه و همان ناتوى فرهنگى در مجموعهى خود، بسيارى از اين دانشمندان، متفكران، هنرمندان، ادبا و امثال اينها را هم دارد. با وجود همهى اينها، اساس تحول بايد بر «ملاحظهى عناصر اصلى هويت ملى» قرار داده شود، كه آرمانهاى اساسى و اصولى مهمترين آنهاست. من اين را عرض مىكنم كه صنعتى شدن، فرا صنعتى شدن، پيشرفت علمى، پيشرفت خدماتى و پيشرفتهاى بهداشتى و درمانى، باشد؛ اما اساس اينها بايد حفظ هويت ملى باشد. اگر يك كشورى همهى اينها را داشت، اما از لحاظ ملى، يك كشور بىهويتى بود، فرهنگش وابستهى به ديگران بود، از گذشته و تاريخ خود هيچ بهرهاى نداشت و نبرده بود، يا اگر گذشتهاى داشت، آن گذشته را از چشمش دور نگه داشتند يا آن را در نظرش تحقير كردند، اين كشور مطلقاً پيشرفت نخواهد كرد؛ زيرا هويت ملى، اساس هر پيشرفتى است.
آنچه كه ما در تحول، تحولى كه با پيشرفت همراه است، مورد نظرمان است - كه جا دارد كه اين جزو آرمانهاى ما باشد - مبارزهى با فقر، مبارزهى با تبعيض، مبارزهى با بيمارى، مبارزهى با جهل، مبارزهى با ناامنى، مبارزهى با بىقانونى، مديريتها را به سطح علمىتر ارتقاء دادن، رفتار شهروندان را به سطوح منضبط ارتقاء دادن و انضباط اجتماعى، رشد امنيت، رشد ثروت ملى، رشد علم، رشد اقتدار ملى، رشد اخلاق و رشد عزت ملى است؛ همهى اينها در اين تحول و پيشرفت، به معناى صحيح دخالت دارند و ما اينها را پايههاى اصلى مىدانيم. در كنار اينها، عشق به معنويت و ارتباط با خدا، مهمترين عاملى است كه پيشرفت يك ملت را به معناى واقعى خودش تضمين مىكند؛ اگر اين نشد، همهى آنچه كه دستاوردهاى به معناى عرفى و رايج جهانِ پيشرفته محسوب مىشود، ممكن است در راههاى غلطى مصرف شود. يعنى ممكن است يك كشور از لحاظ رفتارهاى اجتماعىاش منضبط، مؤدب و با اخلاق باشد، ثروت و علم را هم به دست بياورد، اما در عين حال همين ثروت و علم، و همين انضباط مردمى خودش را براى نابود كردن يك ملت ديگر به كار گيرد. اين غلط است؛ اين در منطق ما درست نيست.
|
خوشتر آن باشد که وصف دلبران گفتــه آید در حدیـــث دیگران
الگویی الهی و آسمانی هیوستن اسمیت هيوستن اسميت از محققان و انديشمندان پركارى است كه بخش بيشتر زندگى اش را به مطالعه اديان جهان و عرفان اختصاص داده است . او در در چين به دنيا آمد از پدر و مادرى كه مبلغ مذهبى بودند . دكترايش را در رشته فلسفه دين از دانشگاه شيكاگو دريافت كرد . اسميت در دانشگاههاى مختلف به تدريس فلسفه و تاريخ اديان پرداخته است از جمله در دانشگاه واشينگتن، دانشگاه كاليفرنيا و مؤسسه تكنولوژى ماساچوست (T.I.M) . برخى از كتاب هاى اسميت عبارتند از حقيقت فراموش شده ، پاك كردن درهاى ادراك ، فراسوى تفكر پست مدرن: جايگاه معنى در تمدنى جهانى و درآمدى بر آشنايى با اسلام. معروفترين كتاب او اديان جهان است كه به رشته تحرير درآمد و سالها متنى درسى در رشته تاريخ ايران بود . جديدترين كتاب هيوستن اسميت « چرا دين مهم است؟» نام دارد كه به عنوان بهترين كتاب درباره دين برنده جايزه ويلبر شد . هيوستن اسميت درباره پيامبر اسلام مى گويد: پيامبر در دنياى اسلام، بستر ظهور و تجلى وجود مطلق در زندگى بشر است. پيامبر الگويى الهى و آسمانى است كه عقل و اراده مسلمانان را متوجه خود مى سازد. مسلمانان پيامبر را دوست مى دارند و مى كوشند از او در كوچكترين جزئيات زندگى روزمره پيروى كنند. در خصوص عقل هم بايد گفت كه پيامبر نمايانگر لوگوس (يا عقل) متعالى است. هنگامى كه مسيح مى گويد: هيچ انسانى به نزد پدر (خداوند) راه نمى يابد جز به واسطه من اين نيز لوگوس است كه سخن مى گويد. در نزد مسيحيان اين كلمه كلى تقريباً برابر با عيساى ناصرى است. براى مسلمانان اين كلمه كلى و وحيانى عبارت از قرآن است كه به واسطه پيامبر اسلام ابلاغ شده است. محمد وجود مطلق و خود وحى نيست اما وجودمطلق حقاً و به طور متمايز خودش را از طريق او متجلى مى سازد. |
1.jpg)
نبی در کلام علی
هدف از بعثت
خطبه هاي بسياري در نهج البلاغه در ذکر سول خدا و تشريح علل رسالت ايشان آمده است. از اين خطبه ها مي توان به خطبه هاي 26 و 116 و 147 و 198 و 214 اشاره کرد. مواردي را که اميرمومنان علي(ع) در اين خطبه ها به آن اشاره نموده اند در 8 مورد زير قابل ذکر است:
1. مردم را بترساند؛
2. فرمان خدا را چنانکه بايد رساند؛
3. حق را دعوت کننده باشد؛
4. برآفريدگان گواه باشد؛
5. پيام هاي پروردگارش را رساند؛
6. بندگان خدا را از پرستش بتان برون آرد و به عبارت او وا دارد؛
7. از پيروي شيطان برهاند و به اطاعت خدا کشاند؛
8. رساندن شريعت.
اميرالمومنين که در روزهاي آغازين بعثت ايمان آورده و گام به گام و نفس به نفس نبي اکرم آمده چه گويا و رسا هدف از رسالت را بيان مي دارد و آن را رهايي از بند شياطين و طواغيت و راه يافتن به شرافت انساني مي نامد.
در اين ميانه رسول خدا چگونه و چه سان در راه دست يافتن به اين اهداف تلاش کرد. پاسخ اين سؤال را در مورد سوم مي توان يافت.
3- تلاش هاي حضرت رسول در دوران رسالت:
حضرت امير در خطبه 116 نهج البلاغه تلاش حضرت رسول (ص) را چنين توصيف مي کند: " نه سستي کرد و نه باز ماند و در راه خدا با دشمنان او جهاد کرد، نه ناتوان شد و نه عذري آورد." چنانکه مي نمايد امام علي(ع) با کلام سحرانگيز خويش پايمردي و روح خستگي ناپذير حضرت رسول را مي ستايد و آيه 127 از سوره توبه اين جملات را تصديق مي کند خداوند در توصيف تلاشهاي پيامبراکرم(ص) مي فرمايد." لقد جاء کم رسول من انفسکم عزيز عليه ما عنتم حريص عليکم بالمومنين رئوف رحيم " همانا رسولي از جنس شما براي هدايت خلق آمد که از فرط محبت و نوع پروري ، فقر وپريشاني و جهل وفلاکت شما بر او سخت مي آيد وبرآسايش ونجات شما بسيار حريص وبه مومنان رئوف ومهربان است .
در خطبه اي ديگر( خطبه 185) در تشريح تلاش هاي حضرت ختمي مرتبت آمده است: "او را با حجت هاي الزام کننده فرستاد و با پيروزي آشکار و راه پديدار. پس رسالت خود را آشکارا رساند و مردم را به راه راست واداشت و آن راه را بديشان نماياند. نشانه ها بر پا کرد براي راه يافتن با چراغ هاي روشن. رشته هاي احکام اسلام را استوار کرد و دستاويزهاي آن را محکم و پايدار."
حضرت امير در خطبه 190 بيان مي کند:" گواهي مي دهم که محمد(ص) بنده و فرستاده اوست. به طاعت خدا خواند و دشمنانش او را با جهاد در دين مقهور گرداند. هم داستاني- کافران- بر دروغگو خواندن او، وي را از دعوت بازنگردانيد و کوشش در خاموش ساختن نور وي، او را بر جاي ننشانيد."
و اين پايمردي، استقامت و کوشش مداوم ميسر نمي شد اگر حضرت رسول ميراث دار انبياء و خاتمه بخش محاسن و سجاياي آنان نبود.
تفكر » از ريشة « فكر » به معناي انديشه و در امري دقيق و باريك شدن است . حقيقت تفكر كاربرد نيروي عاقله در به دست آوردن مجهولات از تجزيه و تركيب معلومات است . راغب در تبيين مفهوم تفكر مي نويسد : تفكر اعمال نظر و تدبر است براي دستيابي به واقعيات و عبرتها و غير آنها . 1
« تعقل » نيز از مادة « عقل » به معناي فهم ، درك و معرفت است .
تفكر و تعقل در اسرار آفرينش آسمانها و زمين به انسان آگاهي و توان خاصي مي دهد و نخستين اثر آن توجه به بيهوده نبودن خلقت و عمل بر مقتضاي وظيفه است . غالباً « عقل » در مواردي به كار مي رود كه « ادارك و فهم » با « عواطف و احساسات » آميخته شود و به دنبال آن عمل باشد .
تدبير ، تفكر و دورانديشي از برجسته ترين صفات و ويژگيهاي رسول اعظم است كه در كاركردهاي فردي و اجتماعي آن حضرت در طول زندگي پر بركتش كاملاً نمايان است . محدث قمي به نقل از ابن [ ابي ] هاله آورده است : 
رسول خدا (ص) پيوسته در اندوه و تفكر بود و هرگز استراحت و آسايش نداشت . 2
او پايه و قوام انسان را خرد او و ديانت را در خردمندي مي داند 3 و معتقد است خوشبختي و نيكي تنها در پرتو عقل دستيافتني است 4 و براي عقل نقش هدايتگرانه قائل است . 5 بر اين اساس ارزش و عظمت انساني را به ميزان بهره مندي فرد از خردمندي . تعقل دانسته ، مي فرمايد :
اذا رايتم الرجل كثير الصلوه ، كثير الصيام فلا تباهوا به حتي تنظروا كيف عقله . 6
به افزوني زياد نمازگزاردن و زياد روزه گرفتن كسي مباهات نكنيد تا آنكه بنگريد عقلش به چه ميزان است .
با مطالعه و انديشه دربارة وضع قوم رسول خدا (ص) ؛ وضعيتي كه در آغاز بعثت داشتند و موقعيتي كه در پرتو رهبري الهي و خرمندانة اين پيامبر خدا و آيين و دستورات ديني همسو با خرد او پيدا كردند مي توان فهميد كه آن حضرت خردمندترين و دورانديش ترين مردم جهان بوده است . او مردمي را كه در پرتگاه جهل و خرافات غلتيده بودند و جز خشونت ، فخر فروشي ، غارت ، تندخويي و باديه نشيني كارنامه اي نداشتند چنان تربيت و رهبري كرد كه پرچمدار عدالت و آزادي و دانش و خردمندي گشتند .
رسول اعظم (ص) به تفكر و تعقل از همان اوائل زندگي كه در سرزمين اجياد ، در اطراف مكه به شباني مي پرداخت اهتمامي ويژه داشت و با عزلت و تنهايي در آن سكوت صحرا ساعتها به فكر فرو مي رفت و در امر وجود و حيات و نظام خلقت و رسالت آينده اش غور مي نمود . او در دنيايي غير از دنياي قوم خود مي زيست . او با مركب تفكر و تعقل از مرز ماده و طبيعت عبور كرده و در آن سوي اين پديده هاي چشم گير و در همان حال ناپايدار و زودگذر ، به پديد آورنده و آفريدگار نيرومند و دانا و ابدي و ازلي مي انديشيد و محصول آن ، روي آوردن به وي با همة وجود و تسليم در برابر اوست :
اني وجهت وجهي للذي فطر السموات و الارض حنيفا و ما انا من المشركين . 7
به راستي من خالصانه ، روي دل به سوي كسي داشته ام كه آسمانها و زمين را آفريد و من از مشركان نيستم .
هر چه بر زندگي آن حضرت مي گذشت و به زمان موعود نزديك تر مي شد دلبستگي اش به مطالعه در نظام خلقت و تفكر و تعقل افزون تر مي گشت . او براي اين منظور خلوتگه جبل النور ( كوه حرا ) را مناسب تر يافت و اكثر اوقات خود را در آن جا بسر مي برد و با اندك توشه ، روزها در آنجا معتكف مي شد . انديشه هاي عميق دروني ، ناسازگاري محيط و شوق ديدار يار از عوامل زمينه ساز اين انزوا بود . اين حالت خلوت در ماه رمضان به اوج مي رسيد . يار تنهايي و خلوتش ؛ علي (ع) در اين زمينه مي فرمايد :
و لقد كان يجاور في كل سنه بحراء فاراه و لايراه غيري . 8
و [ رسول خدا (ص) ] هر سال [ مدتي ] در حرا اقامت مي گزيد . من او را مي ديدم و جز من كسي او را نمي ديد .
1 . المفردات ، واژه « فكر » .
2 . كحل البصر في سيره سيد البشر ، ص 79 .
3 . قصار الجمل ، ج 2 ، ص 51 .
4 . همان .
5 . همان .
6 . همان ، ص 47 .
7 . انعام ( 6 ) ، آيه 79 .
8 . نهج البلاغه ، فيض الاسلام ، خطبة 234 .
پي نوشت :
« درسهايي از سيره محمد پيامبر اعظم(ص) » نشر سازمان تحقيقات و مطالعات بسيج
درخواست تجديدنظر در حكم اعدام صدام
شبكه خبري تلويزيوني «الجزيره» اعلام كرد، وكلاي صدام درخواست تجديدنظر در حكم اعدام وي را كه ديروز به اتهام كشتار مردم دجيل صادر شد، ارائه كردند.
بنابر اين گزارش، هيات دفاع از صدام گفت با وجود علم به اينكه اين درخواست سودي نخواهد داشت، آن را ارائه كرده است.
دادگاه عالي جنايي عراق ديروز صدام، برزان التكريتي برادر ناتني وي و رئيس دستگاه اطلاعاتي رژيم بعث و «عواد البندر» رئيس دادگاه منحلشده انقلاب عراق را به اتهام كشتار بيش از 140 نفر از مردم دجيل در سال 1982 به اعدام محكوم كرد و ديگر متهمان پرونده به حبس ابد و زندانهاي مدتدار محكوم شدند و يك نفر نيز تبرئه شد.
بنابر نظامنامه دادگاه عالي جنايي عراق در صورتي كه وكلاي صدام نيز درخواست نميدادند، اين حكم به طور خودكار مورد تجديدنظر قرار ميگرفت.
بلر با حكم اعدام صدام مخالفت كرد
توني بلر، نخست وزير انگليس گفت با حكم اعدام صدام يا هر كس ديگري مخالف است.
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه، وي امروز در كنفرانس خبري ماهانه خود تاكيد كرد: «ما با حكم مرگ مخالفيم چه براي صدام باشد چه فرد ديگري.»
وي در عين حال بارها از اظهار نظر خاص درباره حكم مرگ صدام سر باز زده است.
از سوي ديگر مارگارت بكت، وزير امور خارجه انگليس با انتشار بيانيهاي اعلام كرد: «من از اينكه صدام حسين و ديگر همدستانش با عدالت روبهرو شدند و پاسخ جناياتشان را ميدهند، استقبال ميكنم.»
وي افزود: «جنايتهاي وحشتناكي توسط رژيم صدام حسين انجام شد. درست است افرادي كه عليه مردم عراق مرتكب جنايت ميشوند بايد با عدالت عراقي روبرو شوند.»
وزير خارجه انگليس تاكيد كرد: «حكم امروز و احكام دادگاه عالي عراق در پايان دادگاهي اعلام ميشود كه در آن شواهدي ارائه شده و مورد چالش تحت نظر رسانهها قرار گرفته است.»
«جان ريد»، وزير كشور انگليس نيز گفت اين حكم «تصميم مستقل يك كشور مستقل است و از جهتي اعلام نهايي استقلال عراق است.»
وي به «بي.بي.سي» گفت: «آنها حاكمان سرنوشت خود هستند و امروز به عنوان حاكمان آن سرنوشت تصميمي را گرفتهاند كه فكر ميكنم همه ما بايد به آن احترام بگذاريم.»
ريد در پاسخ به اين پرسش كه آيا وي حكم مرگي را كه براي صدام و دو تن از دستياران ارشدش صادر شده، تاييد ميكند، گفت: «فكر ميكنم ما نظرات خود را درباره اين مسئله داريم اما مطمئن نيستم نقشي در اين باره داشته باشيم.»
واكنش فرانسه به نتیجه مسابقه كاریكاتور هولوكاست در ایران
![]()
وزارت امور خارجه فرانسه اعلام كرد، مسابقه كاریكاتور درباره هولوكاست، كشتار یهودیان در جنگ دوم جهانی، كه ایران آن را برگزار كرد و طی آن یك فرانسوی جایزه دوم را به خود اختصاص داده است، برای این كشور به هیچ وجه مهم نیست.
به گزارش سرویس بین الملل شریف نیوز دونی سیمونو سخنگوی وزارت امور خارجه فرانسه در گفتگو با خبرنگاران در خصوص این كه آیا فرانسه در این خصوص واكنشی نشان خواهد داد یا خیر، گفت: این مسابقه برای ما هیچ اهمیتی ندارد !
مسعود شجاعی، مدیر موسسه ایران كاریكاتور كه هماهنگ كننده این مسابقه بود، در این باره گفت: هویت برنده فرانسوی اعلام نشده و طرحی هم كه ارسال كرده به نمایش درنیامده است، زیرا در این صورت وی توسط دستگاه قضایی فرانسه كه با افرادی كه هولوكاست را زیر سوال میبرند، به شدت برخورد میكند، تحت پیگرد قرار خواهد گرفت.
جایزه اول این مسابقه كه در ماه فوریه در واكنش به انتشار كاریكاتورهای توهین امیز از پیامبر اسلام (ص) در روزنامههای اروپایی برگزار شد، به عبدالله دركاوی از مغرب تعلق گرفته است.