هفت جا ، نفس خويش را حقير ديدم :
نخست ، وقتي ديدمش که به پستي تن مي داد تا بلندي يابد.
دوم ، آن گاه که در برابر از پا افتادگان ، مي پريد.
سوم ، آن گاه که ميان آساني و دشوار مختار شد و آسان را برگزيد.
چهارم ، آن گاه که گناهي مرتکب شد و با بادآوري اين که ديگران نيز همچون او دست به گناه مي زنند ، خود را دلداري داد.
پنجم ، آن گاه که از ناچاري ، تحميل شده اي را پذيرفت و شکيبايي اش را ناشي از توانايي دانست.
ششم ، آن گاه که زشتي چهره اي را نکوهش کرد ، حال آن که يکي از نقاب هاي خودش بود.
هفتم ، آن گاه که آواي ثنا سرداد و آن را فضيلت پنداشت.
جبران خليل جبران
اي ماه! سجده آر و بسوزان خسوف را
«لا تقربوا الصلاه»٭ مخوان و به هم مزن
اين مستی به هم زده نظم صفوف را
نقارهها به رقص كشند اهل زهد را
شاعر کند خیال تو هر فيلسوف را
ميترسم از صفاي حرم باخبر شود
حاجي و نيمهكاره گذارد وقوف را
اين واژهها كماند براي سرودنت
بايد خودم دوباره بچينم حروف را
روح القدس! بيا نفسي شاعري كنيم
خورشيد چشمهاي امام رئوف را
٭ اشاره به آية «لاتقربوا الصلاه و انتم سكري» (نزديك نماز نشويد در حالي كه مستيد) محمد مهدی سیار

آهو از كجا فهميد
بايد از تو يارى خواست؟
از پناه تو بايد
سايه اى بهارى خواست؟
آهو از كجا فهميد
با تو مى شود آرام؟
با نگاه تو آهو
پيش پاى تو شد رام
تو به مهربان بودن
شهره در زمين بودى
مهربان فراوان بود
مهربان ترين بودى
مى دهى نجات از مرگ
آهوى فرارى را
مى كنى جدا از او
ترس و بيقرارى را
مشغول مطالعه کتاب "حکایت زمستان"هستم.با اینکه کتاب ها و روایت های زیادی درباره شرایط آزادگان در زندان های صدام شنیده ام اما این کتاب بد جور مرا گرفته است.

از میان کتاب ها وآثار به جا مانده ومکتوب آزادگان کتاب حکایت زمستان کتابی است برگزیده وتحسین شده.در این کتاب چگونگی اسارت یک رزمنده و رفتار نیروهای عراقی در خطوط جبهه وباز داشتگاههای متعدد وبالاخره زندگی یک آزاده ی ایرانی به مدت چند سال ودر بند رژیم دژخیم بعثی روایت شده است.
عباس حسین مردی شیرمرد ودلاوری است که در نبردی سخت ودر مقاومتی جانانه ودر حال مجروحیتی شدید گرفتار نیروهای عراقی می شود واو که تا به آستانه ی شهادت پیش رفته بود با توجه وعنایت ویژه حضرت ابوالفضل العباس(ع) زندگی دوباره می یابد وپس از آن فصل دیگری در زندگی اش گشوده می شود.
تقدیر وسرنوشت، اوبه گونه ای است که باید وارد آن فضای پر هول واضطراب شود ودرگذر ازحوادث سخت و دشوار وآزمون های متعدد، صبرو ایمان او محک زده شود.
آنچه که این آزاده ی دلاور روایت کرده است وجناب آقای سعید عاکف نویسنده ی متبحر و زبر دست دفاع مقدس به رشته ی تحریر در آورده است واقعا خواندنی است.
خواندن یک باره وچند باره ی این اثر جاودانه که به بخش های مهم واتفاقات حساس اسارت وزندگی در بند دشمن بعثی ورفتار وحشیانه وسبوعانه ی آنان واز طرفی مقاومت جانانه ودفاع مردانه اسیران ایرانی برسر ایمان واعتقاد راستین خویش اشاره ای دقیق وتیز بینانه ای دارد به همگان سفارش وتوصیه می شود.
از این نویسنده ی معتهد، کتابی دیگر هم درباره آزادگان به چاپ رسیده ودر بازار موجود است به نام نسیم تقدیر که این کتاب هم حکایت رزمنده ای است که در دفاع از اسلام ومیهن خود، اسیر شده وگفته ها وناگفته هایی از دوران اسارت را بازگو می کند که خواندن آن برای هر علاقه مند ومشتاق بسیار مفید وموثرو جالب می باشد.
